السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
908
تعليقات نقض ( فارسى )
معتبر يافته بود ترجمه نمود و ان شاء اللّه تعالى در خاطر فاتر هست كه ترجمهء قصيدهء فرزدق و يكى از قصايد سيّد حميرى - رحمة اللّه عليهما - را كه از قصايد مشهورهء مدايح اهل بيت عليهم السلام است به آن ملحق گرداند كه نفعش اعمّ و اتمّ بوده باشد و اين رسالهء عجاله را بر مقدّمهاى و سه فصل و خاتمهاى مرتّب گردانيد من اللّه الاستعانة و هو حسبي و نعم الوكيل . مقدمه - در بيان نسب و برخى از احوال دعبل است . دعبل بكسر دال و سكون عين و كسر ها است و ابو على كنيت او بود و پسر على بود و او پسر رزين و او پسر عثمان و او پسر عبد الرحمن و او پسر عبد اللّه و او پسر بديل و بديل پسر ورقاء و او از قبيله خزاعه است و بديل بن ورقاء جدّ او از صحابهء حضرت رسول ( ص ) بوده ، و دعبل از شعرا و بلغاى مشهور عرب است و صاحب ديوان و تصانيف مشهوره است و از شيعيان خالص اهل بيت عليهم السلام است و مدّاح حضرت امام الانس و الجانّ علىّ بن موسى الرضا ( ع ) بوده است و علّامه - عليه الرحمة - در كتاب خلاصه گفتهاند كه : دعبل خزاعى در ميان اصحاب ما مشهور است و حال او در كمال ايمان و علوّ منزلت و عظمت شأن معلوم است . و شيخ نجاشى نيز او را مدح بسيار كرده است و تصانيف او را در فهرست خود ذكر كرده است و سند خود را به او متّصل كرده است و بعضى از احوال او بعد از اين معلوم خواهد شد . فصل اول - در بيان سندها و اخبار متعدّده كه متعلّق بقصيده دعبل است . بدانكه اعاظم محدّثين شيعه مانند ابو جعفر محمّد بن بابويه و شيخ طوسى و شيخ كشّى و علىّ بن عيسى - رضوان اللّه عليهم اجمعين - و جمعى از علماى سنّيان مانند ابن طلحهء مالكى و غير او بعضى از اين قصيده و متعلّقات آن را روايت كردهاند . چنانچه ابن بابويه رحمة اللّه عليه « 1 » در كتاب عيون اخبار الرضا روايت كرده كه : دعبل بن على و ابراهيم بن العبّاس در مرو به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام رسيدند بعد از آنكه ولايت مأمون را آن حضرت بجبر قبول فرموده بود دعبل اين قصيده را عرض كرد كه بعد از اين مذكور خواهد شد و ابراهيم قصيدهء ديگر خواند حضرت بيست هزار
--> ( 1 ) - شارح ( ره ) نص حديث را در بحار از عيون الاخبار نقل كرده ( ج 12 چاپ گمپانى ؛ ص 70 ) .